گودی گودیای مامان تو پایان 16 و 17 ماهگیش
جیگمل مامان با آب بازی تو حموم که شدیدا عــــــاشقشه میگه آبـــــــــــــــٍّه .... دیگه خودش در ورودی خونه رو وا میکنه میگه دی دری... صبح که از خواب پا میشد همش منو بابایی بهش می گفتیم ســــــــــلام... الان صبا وقتی از خواب پا میشه میگه سَ ستاره رو نشون میده میگه سیــــــــتّــــــــــا رفته بودیم شهر بازی... آسمونو نشونش دادم گفتم ببین ماه و... اون ماهٍ پسرم ... نگو این وسایل رنگ رنگی شهر بازی رو دیده و فکر کرده به اونا میگن ماه!!!!! از اون روز به این ور هر چی رو که چراغای رنگ رنگی داره میگه ... ماهٍ. ... به مامان بزرگش بجای گفتن مادر میگه آدر&n...
نویسنده :
مامی کیارش
13:53





